نیکفر ,خشونت ,قران ,یوسف ,انسان ,گوید ,اقای نیکفر ,جناب نیکفر ,خشونت دینی ,تبریک بگویند ,برای اینکه

نمی دانم درنوشتارم به روش معمول به تنظیم ابواب وانشا مقدمه وموخره بپردازم یا خیر .خب ترجیح می دهم یکسره و بی مقدمه استدلال کنم.

اولین پرسش از آقای نیکفر

اولین پرسش من این است که چرا نیکفر یقه ی دین را گرفته است واو را به تولید خشونت متهم می کند.بسیاری از حاکمان و قدرتمندان تاریخ امدند و خشونت ورزیدند وادم کشتند و به صراحت هم اعلام کردند که نسبتی با دین ندارند. اتفاقا انها متدینین را فیض خشونت خود محروم نکردند.نیکفر باید در بحث خشونت یقه ی بسیاری را بچسبد .عدالت در اندیشه حکم می کند که یقه ی خشونت گرایان را بالسویه بچسبید تا متهم به ستیز با دین نشویید.

قرآن چست؟خداکیست؟

نیکفر نگاهش به قران و خدا ظالمانه  است.قران وقتی لب به سخن می گشاید زندگی انسان ها را مورد بررسی قرار می دهد و به نقد رفتار بشر می پردازد.وقتی ادم در زمین ظهور پیدا می کند از هیچ کتاب آسمانی خبری نیست. وقتی جمعیت تکثیر می شود مخصوصا از دوران نوح به بعد کتاب هایی و الواحی پیدا می شوند. در این کتاب ها و الواح تا به قران می رسد آنچه انجام می شود نقد رفتار بشر است. قران وکتب آسمانی هیچ دستور العملی بدون توجه به انسان تاریخی نمی دهند. کتاب های آسمانی و قران از میان رفتارهای بشر تاریخی دست به انتخاب می زند .مثلا می گوید فرعونی بوده موسایی بوده قارونی به ظهور رسیده مومن آل فرعونی وجود داشته آسیه ای موسی را در دامن پرورش داده یعقوبی بوده یوسفی بود و.... بعد قران نظر خود را بر اساس همین رفتارها بیان می کند.قران می گوید به نظر ما این انسان درست عمل کرد و آن انسان غلط عمل کرد. قران نقادی می کند و گزینه های مورد نظر خود را انتخاب می کند و آن را اعلام می کند.آیا قران کاری غیر از این کرده است. بعد از این که در سوره ی حمد چند قاعده ی کلی رابیان می کند در سوره ی دوم وارد زندگی انسانها می شود و می گوید من در مقام خدایی قضاوت می کنم که موسی بهتر از فرعون است.آیا از نظر نیکفر فرعون خونخوارتر است یا موسی؟

قصه ی یوسف و سخنی با محمد رضا نیکفر

سوال این است که اگر خدا قصه ی یوسف را نقل نمی کرد آیا داستان یوسف اتفاق نیفتاده بود. چرا نیکفر همه جا پای خدا را وسط می کشد و رد دین و وحی را می گیرد. نیکفر بیاید طور دیگری به قصه نگاه کند.آیا وقتی یوسف ، یغقوب، برادران یوسف وخلاصه هر که دست اندر کار قصه ی یوسف بودند در گیر صحنه های زندگی بودند مردم عادی و خود دست اندرکاران قصه می گفتند خدا یوسف را برد خدا یوسف را اورد زلیخا را خدا وادار کرد یوسف را بخرد. نه از منظر مردم همه ی این حرکات به طور طبیعی و روز مره انجام شده بود.تمام رفتارهایی که در قران نقل شده در مجرای طبیعی انجام شده است اگر دکتر نیکفر در زمان یوسف زندگی می کرد و خانه اش بغل کاخ فرعون بود واین صحنه ها را میدید آیا دم به دم می گفت این کارهارا خدا می کند ؟ این ها همه یک زندگی و یک تاریخ بوده است. در این جا فقط خدا به تایید یک نوع رفتار می پردازد می گوید زلیخا می خواست به یوسف حمله کند و یوسف می خواست فرار کند حالا اگر از من خدا قضاوت بخواهید می گویم اخلاقا شرعا قانونا آن که فرار کرد در جایگاه بهتری است. آیا نیکفر می تواند بگوید نه زلیخا که حمله کرد در جایگه بهتری است.این که حتی با حقوق انسان منافات دارد.زلیخا حقوق مسلم انسان را زیر پا گذاشت.آیا اگر یک انسان خدا نشناس شاهد ماجرای یوسف بود دم به دم می گفت خدا دخالت کرده است.حوادث در عالم اتفاق می افتند حالا چه آن را به خدا نسبت بدهید چه ندهید.

قصه ابراهیم وخشونت ورزی و دغدغه ی نیکفر

بهتر است جناب نیکفر یک بار دیگر ایات را بررسی کنند. شخصی در خواب دیده که مامور است فرزندش را ذبح کند. این خواب ظاهرا در سه نوبت اتفاق می افتد.ابراهیم در خانه همانطور که قران نقل می کند به پسرش می گوید در خواب دیدم که تو را ذبح می کنم.اگر اقای نیکفر این خواب را می دید چه می کرد همان کاری را می کرد که ابراهیم کرد یعنی ان را برای پسرش نقل می کردشاید هم نقل نمی کرد حالا ابراهیم تصمیم گرفت پسرش را در جریان بگذارد..در این حال اسماعیل به پدر گفت اگر می خواهی انجام بدهی من اماده ام .ربط این مسئله به خدا چیست؟ چون قران گفته باید خدا را متهم کنینم. دو انسان برای اینکه یک رویای طبیعی را به ظهور برسانند با هم قرار می گذارند کاری را بکنند هر دو موافق هستند.حالا خدا وارد صحنه می شود وبا تعجب می گوید عجب انسانهایی هستند برای اینکه فکر کرده اند من از عمل انها راضی می شوم می خواهند این کار را بکنند. ایا رویا به معنای فرمان خدا به خشونت است. اگر آقای نیکفر در خواب ببیند که باید فرزندش را بکشد فوری می گوید خدا گفته. اما چرا برای خدا مهم است .خب طبیعی است خدا احساس همدردی می کند و می گوید عجب موجوداتی برای رضای من می خواهند دست به این کار بزنند.حالا بعد چه می شود؟ خدا خشونت را تایید می کند یا مقابل ان می ایستد. خدا گوسفند می فرستد تا جلوی خشونت را بگیرد. حالا اقای نیکفر می گوید حقوق حیوان چه می شود. وقتی اقای نیکفر ناهار گوشت گوسفند تناول می کنند می دانند در کشتارگاه سر این گوسفند را بریده اند پوستش را کنده اند وجلوی او گذاشته اند.خب انسان هم مانند شیر و پلنگ و روباه حق دارد غذای خود را تهیه کند؟ آیا کشتن یک گوسفند وتقسیم گوشت ان به فقرا عملی در مجرای طبیعی نیست. مگر انسانهای لائیک برای اطعام فقیر از کشتن گوسفند ابا دارند.

قران و مسئله ی خشونت

جناب نیکفر درتبار شناسی خشونت به چه دلیل پای دین را وسط می کشد ایا وقتی قابیل هابیل راکشت پای دین وسط بود. آیا جناب نیکفر این آیه را دیده اند که اگر بعضی از انسان ها مقابل بعضی دیگر نمی ایستادند کلیساها وکنشتها و مساجد و حرث ونسل از بین می رفت (نقل به مضمون).خشونت دینی فقط برای دفع خشونت اجازه ی عمل می دهد.اگر اقای نیکفر می خواهند خشونت نورزند بفرمایند داعش را ناز کنند .خب می فرمایند داعش با مذهب جلو می آید. پس جناب نیکفر بفرماند خلبان بمب باران کننده ی ناگازاکی و هیروشیما را ناز کنند. به اسرائیل تبریک بگویند به حاکمان میانمار برای کشتن مسلمانان تبریک بگویند. جنایات صربها در اروپا را با لوح تقدیر استقبال کنند.ایا در این جا پای دین در میان بوده است؟ مگر مولوی نفرمود جنگ اصول صلحهاست. خشونت دینی زمانی اجازه ی ظهور دارد که خشونت را مهار کند. اقای نیکفر می دانند بزرگترین شجاعت شکستن گزاره های غلط شکل گرفته در ذهنشان است؟ اقای نیکفر سخنان همه را مغلطه می داند تا طرح ذهنیش را به پیش ببرد.من استدلال های عریض و طویل نکردم اگر جواب همین ها داده شد بقیه پیش کش.

منبع اصلی مطلب : ابر مرد خواهد آمد و ...
برچسب ها : نیکفر ,خشونت ,قران ,یوسف ,انسان ,گوید ,اقای نیکفر ,جناب نیکفر ,خشونت دینی ,تبریک بگویند ,برای اینکه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : دین مولد خشنوت نیست-پاسخی به محمدرضانیکفر-سردبیر رادیو زمانه---قربان کشکولی نژاد